چرا تغییر نمی کنم ؟ ( چرا نمی تونم تغییر کنم یا عادتم را ترک کنم)

چرا تغییر نمی کنم؟

( چرا نمی تونم تغییر کنم یا عادتم را ترک کنم)

 

  • می خوام تغییر کنم
  • می خوام این عادتم رو ترک کنم
  • می خوام عوض بشم
  • نمی دانم چرا نمی تونم تغییر کنم
  • نمی تونم این عادتم رو ترک کنم
  • خسته شدم از اینکه نمی تونم خودم رو عوض کنم

….

اینها همه می تواند درد دل و آرزوی خیلیها باشد

و برای آنها این سوال مهم شده که :

آخه چگونه است که من نمی تونم تغییر کنم ؟

یا چه جوری انجام بدهم که من این دفعه موفق به تغییر بشوم ؟

مهمترین نکته

مهمترین نکته ای که در ابتدا باید برای مواجهه با عدم تغییر ذکر کنم :

این است که باید برای تغییر یا ترک عادت خودمان توقع نداشته باشیم که یک روزه یا معجزه وار این اتفاق بیفتد

همانگونه که عادتها ، رفتارها و شخصیت ما به مرور زمان بوجود آمده

همانگونه هم باید به مرور زمان تغییر را در خود ایجاد کنیم

 

اصل کوچک سازی تغییر

می خوام لاغر کنم

۲۰ کیلو اضافه وزن دارم و از خودم توقع دارم که در مدت یک ماهه دیگه هیچ اضافه وزنی نداشته باشم

بعد که موفق نمی شوم ، با خودم می گویم که : چرا تغییر نمی کنم ؟

ابتدا باید به این موضوع مهم توجه کنم که این ۲۰ کیلو اضافه وزن در طول زمان اضافه شده ، بنابر این در طول زمان هم باید از بین برود

چرا تغییر نمی کنم

 

می خوام نوع صحبت کردنم را اصلاح کنم

صحبت کردنم به گونه ای است که خیلیها از من ناراحت می شوند و خودم هم از این بابت ناراحتم !

بنابراین تصمیم گرفتم که نوع صحبت کردن خودم را  اصلاح کنم

ولی خیلی وقتها تصمیم گرفتم و موفق نشدم

حالا از خودم می پرسم : چرا تغییر نمی کنم ؟

باید اول توجه داشته باشم که صحبت کردن من در اثر روزها صحبت کردن به این حالت درآمده

پس نباید توقع داشته باشم که یک روزه به گونه ای صحبت کنم که همه شیفته ی صحبت کردن من بشوند

بلکه باید به تدریج نوع صحبت کردن خودم را عوض کنم

چرا تغییر نمی کنم

 

همین نکته می تواند سرنوشت تغییر شما را تغییر دهد و دیگر نیازی نباشد که با خودتان بگویید :

چرا تغییر نمی کنم ؟

 

پس برای قدم اول باید اصل کوچک سازی تغییر را مدنظر قرار بدهید :

تغییرات خودتان را کوچک کنید

۲۰ کیلو اضافه وزن دارم : این ماه ۱ کیلو کم می کنم

صحبت کردنم خیلی اشکال دارد : این هفته نوع سلام و علیکم را عوض می کنم

 

هفته ای یا ماهی یک مقداری از تغییر را برای خودمان تعیین می کنیم و بعد از موفقیت در این تغییر به سراغ تغییر بعدی می روم

 

اصل مقاومت در تغییر

دومین نکته مهم : اصل مقاومت در تغییر است

هر وقت که تصمیم به تغییری می گیریم بر اساس اصلی از تغییر که برگرفته از اصل نیوتن است

مقاومتها بر سر راه ما سبز می شود

و این مقاومتها کاملا طبیعی است

بنابراین باید خودمان را در برابر این مقاومتها آماده کنیم

وقتی مقاومتی جلوی ما را برای تغییر گرفت ، به نوعی باید خوشحال شویم چون که :

در می یابیم که مسیر را داریم درست می رویم که مقاومت را دیدیم و درک کردیم

وقتی با این نوع نگاه تغییرات و ترک عادت خودمان را شروع کنیم

دیگر با کوچکترین سد یا مقاومت ، خودمان را نمی بازیم و از خودمان نمی پرسیم که :

چرا تغییر نمی کنم ؟

 

ترک سیگار

چرا تغییر نمی کنم

من تصمیم می گیرم که سیگارم را ترک کنم

همین که تصمیم می گیرم مثلا از شنبه روزی یک نخ سیگار کمتر می کشم

همان شنبه شب در راه برگشت خانه با یکی از دوستهام رو در رو می شوم که سیگاری قهاریه

و من رو هم مجبور می کنه تا باهاش هم قدم بشم و سیگاری بکشم

همین رو در رو شدن با این دوست ، خود مقاومت بزرگی است که می تواند زحمت امروز من را هدر بدهد

ولی من چون با اصل مقاومت آشنا هستم می دانم که باید مقاومت کنم و به دوستم خیلی احترام آمیز بگم که من در این لحظه سیگار نمی کشم

 

کمتر وقت هدر دادن در تلگرام

چرا تغییر نمی کنم

من می خواهم وقتم رو کمتر در تلگرام هدر بدهم

برای همین تصمیم می گیرم از امروز یک ربع کمتر در تلگرام وقت بگذارم

ولی همین امروز که تصمیم می گیرم یکی از دوستهام من رو  در گروهی عضو می کنه که عجیب مورد علاقه من هستش

همین عضو شدن در این گروه نشان از مقاومت دارد

بنابر این علی رغم میل باطنی خودم مجبور می شوم که اینترنت گوشی ام را قطع کنم تا یک ربع کمترم از بین نرود

 

حال اگر من با اصل مقاومت آشنا نبودم همین که مقاومت به سراغ من می آمد

با خودم می گفتم : نگاه کن تغییر و ترک عادت به ما نیومده !

تا من تصمیم گرفتم تغییر کنم از شانس بد من ، همه عالم دست به دست هم دادند که من تغییر نکنم

و بعد از مدتی می گویم : چرا تغییر نمی کنم

 

اصل مراقبت :

سومین نکته و آخرین نکته : اصل مراقبت است

گفتیم که شما باید تغییر را کوچک کنید و بدانید که باید در برابر مقاومتها از خودتان تلاش و کوشش نشان بدهید

ولی نمی توانیم از این موضوع غفلت کنیم که با همه این احوال ممکن است که ما نتوانیم در برابر مقاومتی پیروز بشیم

و در موقعیتی قرار بگیریم که عادت بد خود را تکرار کنیم و بر خلاف تغییر مدنظر خود رفتاری انجام دهیم

اینجاست که اصل مراقبت به ما می گوید :

اگر اشتباهی هم کردی اشکالی ندارد ، خودت را تنبیه کوچکی بکن ولی مهم این است که به راهت ادامه بدهی و مایوس نشوی

یکی از دلایل اینکه ما از خودمان می پرسیم که : چرا تغییر نمی کنم

این است که وقتی نمی توانیم مقاومتی را پشت سر بگذاریم مایوس می شویم و بی خیال تغییر می شویم و پرونده تغییر و ترک عادت را می بندیم 

ولی باید به خودمان یادآوری کنیم که اگر چه اشتباه کرده ایم ولی این راه را من باید ادامه بدهم تا به تغییر نهایی خودم دست پیدا کنم

نتیجه گیری :چرا تغییر نمی کنم

سه اصل را به عنوان اصول تغییر دستور کار تغییر و ترک عادت خود قرار میدهیم :

۱اصل تغییرسازی کوچک :

تغییر خود را کوچک کرده و مرحله ای و مستمر دنبال می کنیم

۲اصل مقاومت :

در برابر هر تغییری مقاومت ها در مقابل ما قرار می گیرند و این یک امر طبیعی است

۳اصل مراقبت :

باید خود را در برابر اشتباهاتمان تنبیه کنیم ولی مایوس نشویم که با کوچکترین اشتباهی پرونده تغییر و ترک عادت را ببندیم

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

چگونه تغییر کنم ؟ (راه تغییر در زندگی)

چگونه تغییر کنم ؟

 

می خوام در خودم تغییری ایجاد کنم

می خوام فلان عادتم رو ترک کنم

می خوام لاغر کنم

می خوام سیگار رو ترک کنم

می خوام تو درآمدم یک تغییر درست وحسابی ایجاد کنم

زندگی خانوادگی من نیازمند یک تغییر اساسی هستش

از زندگی خودم راضی نیستم و می خوام دگرگونش کنم

ولی سوال اصلی اینه که :

چگونه تغییر کنم ؟

 

ابتدا باید بدانیم که تغییر یک دگرگونی یا جابجایی است از حالتی یا صفتی یا ویژگی به حالت ، صفت یا ویژگی دیگر

و هر جابجایی نیازمند مصرف کردن انرژی است

چگونه تغییر کنم

چون طبق قانون نیوتن :

هر جسمی علاقمند است در همان حالت سکون باقی بماند و برای به حرکت درآوردن آن باید انرژی بیشتری مصرف کرد تا به حرکت درآید

ما هم برای هر تغییری نیازمند صرف انرژی هستیم وگرنه در همان حالت فعلی باقی می مانیم

حال برای اینکه از حالت فعلی خارج شویم باید زحمت صرف انرژی بکشیم

و باید انگیزه لازم را برای صرف انرژی داشته باشیم تا تغییر کنیم

 

انگیزه لازم برای تغییر شرط اول است

و برای پاسخ به سوال چگونه تغییر کنم ؟

ابتدا باید به انگیزه های خود برای تغییر فکر کنیم

 

انگیزه ویلماردولف

ویلماردولف در خانه محقری متولد شد

در چهار سالگی ذات الریه همراه با مخملک گرفت که ترکیبی بسیار مهلک به شمار می رفت

همین مریضی باعث شد که او فلج اطفال بگیرد و برای همین او همیشه باید بریس می پوشید ( بریس : وسیله طبی کمکی که به پا بسته می شود)

پزشکان به او و مادرش گفته بودند که

ویلمار هیچ وقت نمی تواند پایش را روی زمین بگزارد بلکه همیشه باید بریس بپوشد

اما این ویلمار و مادرش بودند که این نوع زندگی را نپذیرفتند

ویلمار با خود فکر کرد که چگونه باید تغییر کنم ؟

انگیزه بالای ویلمار باعث شد که در سن ۹ سالگی بریس را از پای خود دربیاورد و اولین گام را بر روی زمین بگذارد.

در ۱۳ سالگی او در اولین مسابقه دو میدانی در مدرسه شرکت کرد و آخر شد

مسابقات بعدی هم برای او فقط و فقط رتبه آخر را به دنبال داشت

تا اینکه بعد از تمرینها و تلاشها ذره ذره رتبه اش بهتر شد تا زمانی که در مدرسه اول شد

در سن ۱۵ سالگی به دانشگاه رفت و به مربی خود گفت که می خواهد سریع ترین زن دونده روی زمین بشود

و همین انگیزه و تعقیب مستمر هدف او باعث شد که

او در المپیک حضور یابد و در دوی ۲۰۰ و ۴۰۰ متر طلای المپیک را به گردن آویزد

چگونه تغییر کنم

و در تاریخ المپیک ثبت شود که یک زن فلج نه در پاراالمپیک بلکه در المپیک

توانست هم حضور یابد ،  هم قهرمان شود و از همه مهمتر به رویا و هدف خود یعنی سریعترین زن دنیا شدن دست یابد

 

اقدامک :

تغییر خود را بر روی یک کاغذ بنویسید و در ادامه بنویسید که باید چگونه تغییر کنم ؟

بعد از آن ببینید که برای رسیدن به آن باید چه کارهایی انجام بدهم و یا چه هزینه هایی باید پرداخت کنید

حال با خودتان خلوت کنید و ببینید بعد از دست یابی به این تغییر چه چیزهایی بدست می آورید

اگر مقدار چیزهایی که بدست می آورید جذاب تر و بیشتر از مقدار هزینه ها و کارها باشد می توانید روی انگیزه تغییر خود حساب کنید

در غیر این صورت باید انگیزه های خود را تقویت و به سرانجام تغییر خود بیشتر فکر کنید تا انگیزه لازم را بدست آورید

 

ترفند و تکنیک برای کسب انگیزه

چگونه تغییر کنم

گفتیم که برای پاسخ به این سوال که چگونه تغییر کنم ؟

باید در ابتدا انگیزه های خود را برای تغییر مورد بررسی قرار دهیم

و در عین حال متوجه شدیم که تغییر کار ساده ای نیست و نیرو و انرژی فراوانی را طلب می کند

حال می خواهم شما را با یک تکنیک آشنا کنم که

حتی اگر انگیزه شما کم باشد یا سختیهای راه به نظر شما زیاد باشد

ولی باز هم بتوانید برای تغییر قدم بردارید

تکنیک : کوچک کردن تغییر و تشویق نمودن مرحله به مرحله است

وقتی تغییر را کوچک می کنید می بینید که دیگر راه به آن سختی ابتدا نیست

و وقتی خود را مرحله به مرحله تشویق می کنید:

متوجه می شوید که انگیزه های شما دوباره شارژ شده و می توانید مرحله بعدی را با انگیزه مجدد بگذرانید

 

ترک سیگار :

ترک سیگار را به عنوان یک تغییر مورد بررسی قرار می دهیم

ابتدا بر روی یک کاغذ می نویسیم ترک سیگار

بعد بررسی می کنیم که بعد از دستیابی به آن چه چیزهایی بدست می آوریم : سلامتی ، شادابی ، مخارج کمتر ، دندانهای سالم ، عدم بوی بد ، عدم بیماری زودرس و …

بعد بررسی می کنیم که برای رسیدن به تغییر ، چه کارهایی باید انجام بدهیم :

عدم استعمال سیگار ، ترک رابطه با بعضی از دوستان ، عدم حضور در جمع دوستانه ای  که سیگار از ملزومات آن جمع است  ، مسخره شدن توسط بعضی از دوستان و …

با خودمان خلوت که می کنیم می بینیم خیلی چیزها بدست می آوریم

ولی در طرف مقابل هم می بینیم که خیلی از کارها را که باید انجام بدهیم خیلی سخت است و دشوار

چگونه تغییر کنم

چگونه تغییر کنم ؟

از تکنیک بهره می بریم و می آییم سیگار نکشیدن را به تغییرات کوچک و مرحله ای تقسیم می کنیم

به طور مثال می گوییم من امروز فقط یک سیگار کمتر می کشم فردا دو نخ کمتر و همینطور ادامه می دهم تا به ترک دائمی سیگار بیانجامد

اینگونه مقدار نیروی مصرفی کاهش عجیبی پیدا می کند و مقدار انگیزه ما برای کم کم کردن مرحله ای سیگار افزایش می یابد

به شرط اینکه بعد از موفقیت در هر مرحله خود را تشویق کنیم

به طور مثال بعد از اینکه توانستم یک نخ کمتر سیگار بکشم برای خودم خوراکی مورد علاقه ام را می خرم

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
تغيير اساسي در زندگي

تغییر اساسی در زندگی (چگونه در زندگی خودمان تغییر اساسی بوجود بیاوریم )

تغییر اساسی در زندگی

 

خیلی وقتها شده که به هر دلیلی از خودمان بدمون اومده و با خودمان تصمیم گرفتیم که :

هر جوری شده باید تغییر اساسی در زندگی خودم بوجود بیاورم

 

ابتدا باید به خودمون تبریک بگیم

می دونید چرا؟

چون خیلیها هستند که اصلا به تغییر فکر نمی کنند و به زندگی روزمره شون عادت کرده اند

دوم به این واسطه که قبول داریم که همه چیز دست خودمون هستش و خودمون تعیین کننده سرنوشت و آینده خودمون هستیم

که خود این مطلب مهمترین دلیل پیشرفت ، موفقیت و تغییر اساسی در زندگی هستش

 

داستان داوینچی و شام آخر

 

داوینچی تصمیم داشت تابلوی شام آخر خود را طراحی کند

تغییر اساسی در زندگی

او می بایست در این تابلو نیکی را به شکل عیسی و بدی را به شکل یهودا نقاشی کند

یهودا : یکی از یاران حضرت عیسی بود که در هنگام شام تصمیم گرفت که به او خیانت کند

روزی در یک مراسم همسرایی ، داوینچی تصویر کامل مسیح را در چهره ی یکی از جوانان همسرا یافت

او را به کارگاه دعوت کرد تا از چهره اش اتو و طرحهای کاملی برای نقش عیسی بردارد

سه سال گذشت اما داوینچی هیچ کس را نتوانست برای یهودا پیدا کند که مدل خوبی برای آن محسوب شود

کاردینال مسئول کلیسا مدام به داوینچی فشار می آورد که چرا اثرش را تمام نمی کند

و داوینچی هم در پاسخ ، نبود مدل مناسب یهودا را عنوان می کرد

تا اینکه پس از این سه سال ، داوینچی در راه ، جوان ژنده پوش و مستی را در جوی آب دید

از شاگردانش خواست که او را به کارگاه بیاورند تا بر اساس او مدل یهودا را ترسیم کند

جوان آن اندازه مست و داغون بود که متوجه حتی بردنش به کلیسا نشد ، بعد از اینکه به حالت عادی بازگشت و چشم هایش را باز کرد ، نقاشی شام آخر را دید که جلوی رویش قرار داشت

یکدفعه گفت : عجب زیباست ولی من این اثر را قبلا دیده ام

داوینچی شگفت زده پرسید : کجا ؟

جوان گفت : سه سال پیش ، قبل از اینکه من همه چیزم را از دست بدهم ، زمانی که در همسرایی آواز می خواندم و زندگی زیبایی داشتم ، هنرمندی از من دعوت کرد تا مدل نقاشی چهره عیسی مسیح بشوم

 

اساس تغییر

اساس تغییر اساسی در زندگی بر این اساس است که :

ما مسئول تمام زندگی خویش هستیم

تنها کسی که می تواند سرنوشت ما را تعیین کند : فقط و فقط خود ما هستیم

 

حال اگر پذیرفتید و این موضوع را قبول دارید :

برای تغییر اساسی در زندگی خود قدم بردارید و تمام بهانه ها را از جلوی روی خودتان بردارید

 

لیست تغییرات و نقاط قوت

 

 

ابتدا لیستی حداقل ۵ تایی از نقاط قوت خود را بنویسیدتغییر اساسی در زندگی

هر خوبی که به ذهنتان می رسد اعم از مهربانی ، امین بودن ، با اخلاق بودن و ….

حالا سه تا از اولویتهای تغییر اساسی در زندگی خودتان را یادداشت کنید

یکی را به عنوان اولویت اول خود انتخاب کنید

ببینید با کدامیک از نقاط قوت شما سرو کار دارد؟

 

 

 

مثلا اولویت تغییر اساسی در زندگی شما شده است : لاغری

نقطه قوت شما هست : خانواده دوست بودن

تلفیق این دو می شود : من می خواهم لاغر کنم تا :

چاقی من را بیمار نکند و خانواده ام به واسطه چاقی من رنج نبرد

من می خواهم لاغر کنم تا خانواده ام از چاق بودن من رنج نبرد و به تناسب اندام من افتخار کند

بعد کافی است ذهنم را روی همین تلفیق متمرکز کنم

هر وقت که خواستم ناپرهیزی کنم ، باید این تصویر جلوی چشمان من بیاید و به خاطر خانواده ام از خوردن پرهیز کنم

یا بخاطر خانواده ورزش کنم چون علاقمندم باشم تا خانواده ام را به خوبی حمایت کنمتغییر اساسی در زندگی

 

یا تغییر اساسی در زندگی من شده : خوش تیپ شدن

 

از نقاط قوت من : محبوب بودن و علاقمند به محبوبیت

تلفیق این دو می شود : تیپ مناسب برای محبوبیت بیشتر

 

 

اگر برای خودتان نتوانستید نقطه قوتی پیدا کنید ، از نزدیکان خود کمک بگیرید و این تلفیق را برای خودتان شکل دهید

 

نکته مهم

 

البته این نکته مهم همیشگی را گوشزد کنم که تصور تغییر اساسی در زندگی به صورت یکدفعه ای و معجزه وار تصوری باطل است و باید برای استفاده از نقطه قوت خود ، قدم به قدم تغییر را در خودتان بوجود بیاورید

من می خواهم سیگار را ترک کنم و نقطه قوت من خوش تیپ بودن است

با خودم کمی فکر می کنم و می بینم که همین سیگار ممکن است در چند سال بعد باعث این بشود که خوش تیپی من تحت الشعاع قرار گیرد یا دندانهایم از بین برود و یا بیماری تیپ مناسب را از من دور کند

تغییر اساسی در زندگی

ولی گذاشتن سیگار یکدفعه ای برای من امکان پذیر نیست

پس روزی یک نخ سیگار کمتر می کشم تا کم کم و آهسته بتوانم سیگار را ترک کنم

در تمام روزهایی که صرف ترک سیگار می کنم ، خوش تیپی آینده مهمترین انگیزه برای این قضیه خواهد بود

 

اقدامک :

لیستی از تغییراتی که در اولویت سرفصل تغییر اساسی در زندگی خودتان است را بنویسید

لیستی از نقاط قوت خودتان را یادداشت کنید

در مقابل هر تغییر ، یکی از مهمترین نقطه قوتی که با آن می تواند در ارتباط باشد را بنویسید

برای تغییر خود قدمهای کوچک تعریف کنید

و هر روز هم مسئولیت تغییر در زندگی خود را یادآوری کنید و هم هر روز آن قدم کوچک را از خودتان پیگیری کنید

در صورتی که موفق بوده اید خودتان را تشویق و اگر ناموفق خودتان را تنبیه کنید

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید

می خوام خیلی سریع تغییر کنم (ایجاد تغییر سریع)

تغییر سریع

خیلی سریع می خوام تغییر کنم

روزهایی شده که به هر دلیلی از خودمون بدمون اومده

مواقعی بوده که حاضر بودیم هر کاری بکنیم که عوض بشیم

حاضر بودیم هر کاری بکنیم تا عوض بشیم

ولی بعد از یک مدت دیدیم هیچ تغییری نکردیم و هیچ اتفاقی نیفتاد

حالا چی کار کنیم که این دفعه سریع تغییر کنیم

تغییر سریع

 

اول از همه باید به این نکته مهم اشاره کنم که ما چیزی به نام تغییر سریع نداریم

و این که فکر کنیم که یک دفعه ای معجزه ای رخ میده و ما تغییر نکنیم را باید از ذهن خودمان پاک کنیم

همانگونه که تغییرات و عادتهای قبلی ما به مرور زمان ایجاد شده ، تغییرات و عادتهای جدید هم باید به مرور زمان ایجاد شود

بنابراین هر تغییری که برای خودمان مد نظر داریم را باید خرد کرده و تقسیم کنیم

و بعدش برنامه ریزی کنیم که بتونیم در یک مدت زمان معلوم به آن دست پیدا کنیم

مثال :

من می خوام از امروز خوش تیپ و خوش لباس بشم

نباید فکر کنیم که یکدفعه ای من به گونه ای خوش تیپ می شوم که همه با حسرت به من نگاه می کنند

یک دفعه ای می شوم مثلا یو آخیم لو سرمربی تیم آلمان که همه از تیپش تعریف می کنند

تغییر سریع

 

این کار دو ضرر بزرگ دارد :

اول چون خیلی بزرگ است و سنگ بزرگ علامت نزدنه

بنابراین ذهن ما با تغییر همراهی نمی کند ، مدام مخالفت می کند و رسیدن به این هدف را دست نیافتنی تلقی می کند

دوم اگر کوچکترین اشتباهی انجام بدهیم مثلا یک روز نرسیم ، لباسمان را اتو کنیم

فکر می کنیم که تمام تغییرات ما به بن بست برسیده و بی خیال تغییر می شویم

 

بنابراین باید همین تغییر را خرد و تقسیم کنیم

هفته اول : چند دست لباس جدید می خرم یا لباسهام رو آماده می کنم (می شورم و اتو می کنم )

هفته دوم : لباسهام تمییز باشد و اتو داشته باشد

هفته سوم : با یکی از نزدیکانم که خوش سلیقه است مشورت می کنم و لباسهایی که به نظر دوتامون به من نمیاد حذف یا جایگزین می کنم

هفته چهارم : ادکلن و عطر یا ساعت ، کت و شلوار را به تیپم اضافه می کنم

هفته پنجم : کفشهای واکس زده ، ادکلن ، خط اتو ، لباس مناسب و شیک جزو برنامه هر روزم می شود

 

هر روز ، فقط همون تغییر همون هفته و هفته قبلش رو پیگیری می کنم تا برام عادت بشود

تغییر سریع

 

حالا می خوام یک راهکار رو براتون ذکر کنم که می تونه در تغییر سریع شما موثر واقع بشود :

 

راهکار برای تغییر سریع

شما می خواهید یک برنامه رادیویی خاص رو گوش کنید

اولین کار اینه که رادیو رو روشن کنیدتغییر سریع

دومین کار و مهمترین کار اینه که فرکانس مخصوصی که برنامه از آن پخش میشود را پیدا کنید

نمی شود روی یک فرکانس دیگه باشید و بتونید همون برنامه ای که مد نظر شماست رو گوش بدهید

یا تلویزیون رو بزنید شبکه دو و بخواهید فوتبالی که از شبکه سه پخش می شود رو نگاه کنید

تغییر سریع

این در مورد زندگی ما نیز صادق است

اگر بخواهیم به یک تغییر سریع دست پیدا کنیم

بهترین کار این است که فرکانس خودمون رو بر روی این تغییر تنظیم کنیم

اگر با افراد خوش تیپ و منظم بگردیم و روی آنها زوم کنیم ، تغییر خوش تیپ شدن ما سرعت می گیرد

اگر با افراد خوش اندام معاشرت کنیم و بخواهیم خوش اندام بشویم ، این تغییر سرعتش افزایش پیدا می کند

اگر  انسانهای موفق رو الگوی خودمان قرار بدهیم ، موفقیت با سرعت بیشتری به سمت ما می آید

 

برعکس

برعکس آن هم صادق است

همانگونه که اگر فرکانس ما اشتباه باشد برنامه مورد علاقه ما قابل پخش نخواهد بود
اگر من می خواهم لاغر کنم و بعد با دوستانی معاشرت می کنم که دنبال بهانه هستند تا بروند فست فودی بخورند ، کار من سخت خواهد بود

اگر من می خواهم پولدار بشوم و با افرادی ارتباط دارم که تفکرشان تفکر فقر است ، دیگر تغییر سریعی برای ثروتمند شدن را نباید از خودم انتظار داشته باشم

اگر من می خواهم  ورزش کنم و در بین دوستانم مهمترین سرگرمی قلیان و سیگار است امکان ورزش کردن من شدید افت می کند

پس بهترین کار این است که روی فرکانس خودم تجدیدنظر بکنم تا تغییر سریعی را شاهد باشم

تغییر سریع

البته این نکته را هم گوشزد کنم که اگر کسی امکان تعویض فرکانس خود را ندارد ، برای خود بهانه جور نکند

مسئولیت تغییر تمام و کمال با خود فرد است و اوست که می تواند نتیجه تغییر را تعیین کند نه دیگران

مثلا می خواهد لاغر کند و می داند نباید شام بخورد

حال خانواده او همگی چاق هستند و شام مفصل می خورند

با خود بگوید من که نمی توانم خانواده ام (فرکانسم ) رو عوض کنم ، پس تغییر من فایده ای ندارد

نه این طور نیست

 او می تواند با اراده قوی خود یا خوردن سالاد و غذاهای کم کالری در کنار خانواده تغییر خود را عملی کند

 

نتیجه گیری :

  • تغییر تدریجی و مرحله ای است نباید از خودمان انتظار داشته باشیم که یک دفعه بوجود بیاید
  • فرکانس خودمان را با تغییرات خودمان همراستا کنیم تا تغییرات ما سرعت بگیرد
اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
لاغر کردن

می خوام لاغر کنم ( چگونه لاغر بشوم ) – قسمت دوم

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
لاغر کردن

می خوام لاغر کنم ( چگونه لاغر بشوم ) – قسمت اول

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
فست فود و هله هوله

ترک اعتیاد به فست فود و هله هوله

فست فود و هله هوله

  • تا گشنه ام میشه میرم کماد را باز می کنم یکی از هله هوله های متنوعی که دارم را می خورم
  • هر وقت بیکار باشم یک چیزی باید بخورم چون نمیشه همیشه وعده غذایی بخورم برای همین اکثر اوقات یک هله هوله تو دستامه
  • فست فود جزء لاینفک زندگی منه ، اگر هر روز نخورم ، یک روز در میون امکان نداره
  • بچه هام غذا نمی خورند فقط و فقط هله هوله
  • یک عادتی که دارم اینه که هر وقت از خواب بیدار میشم اول باید یک چیزی بخورم بعد به کارهای دیگه برسم
  • واقعیتش اینه که : اندازه ای که از خوردن فست فود لذت می برم از خوردن غذا نمی برم
  • دیگه ساندویچی پیتزایی محل کامل من رو میشناسند تا وارد می شم یا زنگ می زنم خودشون می دونند من چی میخوام !
  • تو خونه ما اگر هیچی نباشه همیشه هله هوله هست
  • مامان و بابام هردوشون سرکار می روند و مامانم وقتی میاد دیگه حس و حال غذا درست کردن را ندارد بنابراین ما به فست فود معتاد شدیم
  • دورهمی و سرگرمی ما این شده که بریم بیرون یک فست فودی چیزی بخوریم و برگردیم
  • بدون نوشابه اصلا غذا از دهانم پایین نمی ره (برای من یکی نوشابه مایع حیاته)
  • عشقم اینه که وقتی می رم سوپر مارکت یک پلاستیک پر از این هله هوله ها بخرم و ببرم خونه ، فیلم و سریال را همراه با خانواده ببینیم و بخوریم

فست فود

جملاتی آشنا

این جملات و گفتگو ها برای ما غریبه و دور از ذهن نیست 

اگر خودمان گرفتار اعتیاد یا حداقل مصرف زیاد فست فود و هله هوله نباشیم

در نزدیک ما هستند افرادی که به این موضوع وابستگی شدید دارند

 

با فرض اینکه شما می خواهید این مصرف را کم کنید

و با فرض اینکه می خواهید در خودتان تغییری بوجود بیاورید و از اعتیاد به فست فود و هله هوله خودتان را نجات دهید

 

فست فود

پیشنهاد :

پیشنهاد می کنم در ابتدا با خودتان خلوت کنید و تکلیف خود را مشخص کنید و بعد ادامه این مقاله را مطالعه کنید

چون اگر هنوز مقدار لذتی که شما از خوردن فست فود و هله هوله می برید بیشتر از رنج و عذابی است که از خوردن فست فود و هله هوله می برید

نمی توانید در ترک آن موفق باشید

 

دوست دارم قبل از هر چیزی شما را با یکی از جالبترین و اثربخش ترین مطالبی که تا به حال خوانده ام ، آشنا کنم :

 

آزمایش مارشمالو :

حدود نیم قرن پیش در آمریکا آزمایش خیلی جالبی انجام شد

نزدیک به ۴۰۰ بچه چهار تا شش سال را یکی یکی به داخل اتاقی بردند که به دوربین مخفی مجهز بود

از این بچه ها خواستند تا پشت میزی بنشینند که روی میز بشقابی قرار داشت و داخل بشقاب یک عدد مارشمولو

(مارشمولو : شیرینی کوچک ، راحت الحلقوم و بسیار خوشمزه که محبوب بیشتر آمریکاییهاست

اگر بخواهم مشابه سازی کنم چیزی شبیه به باقلوای خودمان )

ماه تغییر

و بعد به بچه ها گفتند

که هر کس بتواند ۱۵ دقیقه مقاومت کند و از این مارشمولوها نخورد

یک عدد دیگر مارشمولو جایزه گرفته و می تواند هر دو را با هم بخورد

نزدیک به یک سوم این بچه ها در این آزمایش سربلند بیرون آمدند

و بقیه نتوانستند خودشان را در برابر وسوسه مارشمولو کنترل کنند

بعد از نزدیک به سه دهه با توجه به سوابق و آدرس و تلفن این بچه ها ، زندگی این بچه ها مورد بررسی قرار گرفت

نتیجه جالب این بود که

بچه هایی که در آن آزمایش سربلند بیرون آمده بودند از زندگی موفق تر و بهتری نسبت به دیگر بچه ها برخوردار بودند

دلیل این امر را می توان در قدرت نه گفتن دانست

بنابراین موفقیت شما در نه گفتن به فست فود و هله هوله می تواند موفقیت در زندگی و سرنوشت شما را به همراه داشته باشد

حال اگر شما برای مقابله با این عادت بد (اعتیاد به فست فود و هل هوله ) آماده هستید

با راهکارهای مقابله با این اعتیاد تحت عنوان الگوی تغییر و ترک عادت آشنا می شویم

 

در ابتدا این نکته را گوشزد کنم

که نیازی نیست تمام اجزای الگوی تغییر را در مورد معضل اعتیاد به فست فود و هله هوله بکار ببریم

بلکه ممکن است فقط یک جزء از این الگو را که با توجه به ویژگیهای خودمان بیشترین کارایی دارد را دنبال کنیم

و جواب لازم را بگیریم

 

۱- باید بخش منطقی مغز  را هدایت کرد تا برای ترک اعتیاد به فست فود و هله هوله  همراه شود

 

برای این منظور سه راهکار را باید اجرایی نمود

 

یافتن نقاط روشن :

مواقعی بوده که ما فست فود و هله هوله نمی خوریم و یا میلی به آن نداریم چه زمانهایی بوده است

مثلاً : صبحانه یا ناهار کامل خوردیم و دیگر هله هوله نخوردیم – خوردنیهای مجاز و مقوی در دسترس خود قرار داده ایم

همین کارها را در اولویت خود قرار دهیم.

 

نشان دادن حرکات مهم:

تعیین چند حرکت مهم  همانند فقط یک عدد هله هوله در روز یا هفته – فقط یک فست فود در هفته یا ماه

مقدار خرید فست فود و هله هوله خود را با کمک تعیین مقدار هزینه کنترل کنید

مثلا من در ماه فقط ۷۰ هزار تومان برای این موضوع کنار می گذارم

بعد از تعیین ، به این حرکات یا قوانین پایبند باشید

 

اشاره به مقصد :

نگاه و توجه به الگوها :

افراد موفق آشنا و الگو به هیچ وجه بیش از حد فست فود و هله هوله نمی خورند و از تغذیه مناسبی بهره می بردن

یا کافی است تا به دور و بر خودمان نگاه کنید و افرادی را ببینید که در اثر اعتیاد به فست فود و هله هوله به مریضیهای مختلف از جمله سکته قلبی ، دیابت و حتی مرگ دچار شده اند

هله هوله

 

۲– باید انگیزه لازم را برای ترک عادت خوردن فست فود و هله هوله بوجود آورد:

 

تا در میانه راه جذابیتهای خوردن بر تصمیم ما غلبه نکند با اجرای این سه جزء:

 

پیدا کردن احساسات:

از کسی که دوستش داریم ( همسر یا دوست یا مادر ) بخواهیم که به ما متذکر شود

مقداری که طبق شروط خودمان می توانیم فست فود و هله هوله بخوریم

و اگر می تواند به ما اجازه خوردن بیش از حد را ندهد

تفکر درباره اینکه خوردن کمتر آن چه اندازه می تواند ارتباط بهتری را با فرد مورد علاقه مان شکل دهد

و بجای اینکه دردسر و مریضی برای او به ارمغان بیاوریم ، سلامتی ، شادی و نشاط هدیه ما به نزدیکان خود می باشد

به آینده فرزند ، همسر ، دوست خود فکر کنیم تا انگیزه لازم را داشته باشیم

 

تغییر را کوچک کنیم:

امروز فقط یکی از هله هوله های خود را کم می کنم

این هفته فقط یکی از وعده های فست فودی خود را کنسل می کنم

 

ایجاد ذهنیت دیده شدن و ابراز وجود:

از نزدیکان خود بخواهید که شما را تشویق کنند تا این اعتیاد را ترک کنید

و به یاد داشته باشید که اگر هم اشتباه کردید و بیشتر از حد مقرر از فست فود و هله هوله خوردید اشکال ندارد

ومهم این است که ادامه بدهید و صورت مساله را پاک نکنید

 

هله هوله
۳- ایجاد مسیر:

 

تغییر محیط یا موقعیت:

هله هوله نخرید

هله هوله در دسترس نباشد

خوراکیهای سالم آماده و در دسترس باشد

خوراکی خاص خودمان را هر روز نخریم تا اعتیاد آن از بین برود

همزمان با دیدن تلویزیون خوراکیهایی تهیه کنیم که هم سالم باشد و هم ما را مشغول کند

میوه های متنوع ، آجیل ، خرما برای میان وعده های خود تهیه کنید

برای زمانهایی که کشش به سمت هله هوله یا فست فود داریم موقعیت های خوراکی دیگری را تهیه کنیم

وقتی که گرسنه هستیم به سوپر مارکت نرویم

وقتی گرسنه هستیم مسیر ما از کنار فست فود نگذرد

بروشورهای تبلیغاتی فست فودها را نگه نداریم

 

ایجاد عادت :

از محرک عمل بهره برده یعنی شروط زمانی و مکانی دقیق برای خودتان تعیین کنید:

امشب قبل از شام فقط یک کاسه پفک می خورم

این هفته فقط جمعه به همراه خانواده فست فود می خوریم

فقط با فست فود نوشابه می خورم

پفک هفته ای یک عدد – چیپس هفته ای یک عدد

 

هدایت گروهی  :

با افرادی معاشرت کنید که نسبت به تغذیه خودشان بی تفاوت نباشند

و تمام سعی خود را می کنند که مواد غذایی غیر سالم و مضر را درکمترین حالت ممکن مصرف کنند

فست فود

 

باز هم خاطر نشان می کنم که انجام تمام اجزای فرعی الگوی تغییر برای ترک اعتیاد به فست فود و هله هوله لازم نیست

مهم این است که این راهکارها را بخوانیم و هر کدام که فکر می کنیم برای ما بیشتر مفید است را در دستور کار خودمان قرار بدهیم

به طور مثال همین جزء کوچک کردن تغییر :

اینکه از خودمان توقع نداشته باشیم که یکدفعه فست فود و هله هوله را حذف کنیم

بلکه کم کم از مقدار مصرف آن کم کرده تا بتوانیم وابستگی و اعتیاد را کم کنیم

پیشنهاد می شود که نسبت به راهکار تغییر محیط و موقعیت نگاه ویژه ای داشته باشید چون می تواند خیلی موثر واقع شود

اینکه برای مواقعی که گرسنه می شویم خوراکی سالم ما در دسترس و هله هوله ما دور از دسترس باشد

یا هله هوله ای در خانه نباشد که امکان خوردن وجود داشته باشد

یا زمانی که گرسنه هستیم از کنار فست فود نگذریم

یا بروشورهای تبلیغاتی فست فودها را نگه نداریم

 

هر یک می تواند برای ما معجزه کرده و این عادت را از میان ببرد

به شرط اینکه همت کنیم و مصرانه بخواهیم تا این وابستگی قطع شود

 

اقدامک :

با خودتان خلوت کنید ببینید شما تا چه سطح و اندازه ای خوراکیهای غیرسالم می خورید و تا چه اندازه به آن وابستگی دارید ؟

اگر سطح و اندازه وابستگی و مصرف شما بالاست ؟

یکبار دیگر این اجزاء را مطالعه کنید و هر کدام که با شما تناسب بیشتری دارد را انتخاب کنید

و هر روز از خودتان بخواهید تا به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
مدیریت خشم

مدیریت خشم

مدیریت خشم

 

خشم در اثر برآورده نشدن نیاز ، خواسته و انتظارات و توقعات بوجود می آید

بنابراین هنر این است که

ما با تشخیص درست این انتظارات و خواسته ها فرصت ایجاد خشم را چه در خودمان چه در دیگران از بین ببریم یا بتوانیم مدیریت خشم کنیم

البته رسیدن به این سطح به نظر خیلی ایده آل و آرمانی می باشد که یکدفعه ای ما به مدیریت خشم دست یابیم

در ابتدا بهتر است که ما شناخت بیشتری نسبت به خشم و مدیریت خشم پیدا کنیم

 

خشم را می توانیم به دو خشم لحظه ای(آنی) یا زمان بر ( پروسه ای ) تقسیم کنیم:

 

خشم لحظه ای یا آنی :

 

خشمی که در یک لحظه بوجود می آید

دو نفر که هیچ شناختی نسبت به هم ندارند در یک مجادله یکی از آن دور کلامی به کار می برد

که در یک لحظه طرف مقابل خشمگین می شود و عکس العملی از خود نشان می دهد

تصادفی صورت می گیرد و دو طرف تصادف در یک لحظه بر اثر شوک این تصادف خشمگین می شوند

مدیریت خشم

 

بهترین راهکار

 

بهترین راهکار برای مدیریت این خشم ، تعویض موقعیت است

اگر عصبانی شدیم و در خودمان نمی بینیم که عکس العمل درستی داشته باشیم بهترین کار این است که اگر:

در اتاق هستیم چند قدم راه برویم یا  لحظه ای بیرون برویم
آشپزخانه یا پذیرایی هستیم برای دقایقی به اتاق برویم

اگر حتی این اندازه امکان جابجایی وجود ندارد حتی نوع نشستن خود را عوض کنیم

در حال صحبت کردن هستیم برای لحظاتی سکوت کنیم

یک لیوان آب بخوریم

به کوچه یا حیاط برویم چند نفس عمیق بکشیم

یک یا دو حرکت تند ورزشی را بیرون انجام بدهیم

راه پله را با سرعت بالا یا پایین برویم

اگر چیزی کنارمان هست که دوست داریم بخوریم

کانال تلویزیون را عوض کنیم

….

مدیریت خشم

جابجایی

هر جابجایی که به ذهن ما می رسد که می تواند تاخیری در عکس العمل ما بوجود آورد

این تعویض می تواند باعث شود فشار خون شما به حالت عادی نزدیک شود تا عکس العمل گفتاری و رفتاری منطقی داشته باشید

شاید برای شما این سوال پیش بیاید که من وقتی عصبانی یا خشمگین می شوم دیگر خون به مغزم نمی رسد که بخواهم فکر کنم ببینم چگونه می توانم جابجایی داشته باشم ؟

من به شما حق می دهم

ولی اگر شروع کنید به تمرین کردن در مواقعی که عصبانی نیستید یا ناراحتی شما کم است

می توانید خود را برای موقعیتهای خشم هم آماده کنید و مدیریت خشم کنید

آن وقت شما دیگر فرصتهای جابجایی و تعویض موقعیت را به راحتی و درستی تشخیص و انجام می دهید

 

اقدامک :

از همین الان سعی کنید کوچکترین ناراحتی خود را با یک تعویض موقعیت همراه کنید تا کنترل خشم را بیاموزید

به طور مثال اگر دوست ، والدین یا همسر و فرزند شما از شما سوالی کرد که توقع نداشتید و کمی ناراحت شدید (چرا دیر کردی ؟)

سعی کنید بروید لباس خود را عوض کنید و بعد جواب بدهید

اگر حتی درجه ناراحتی شما در این مواقع زیاد است از موقعیتهای ساده تر شروع کنید

 

خشم زمان بر ( پروسه ای ):

دو نفر که نسبت به هم شناخت داشتند  و از هم انتظار و توقعی دارند که برآورده نمی شود و خشم حاصل می شود

این مدل خشم بر اثر زمان و به صورت کم کم حاصل می شود که سرمنشاء آن را می توان در ارتباطات و انتظارات طرفین نسبت به یکدیگر دانست

 

هرچقدر که افراد با یکدیگر نزدیکتر باشند امکان بوجود آمدن ناراحتی و خشم بالاتر می رود

برای مثال دختر و پسری که با  هم تازه آشنا شده اند و روابطشان تعریف شده و مشخص پیش می رود کمتر اصطکاکی با یکدیگر ندارند

بنابراین کمتر انتظاری داشته و بهانه ای بزرگ برای خشمگین شدن پیدا نمی کنند

ولی هرچه از زمان آشنایی آنها می گذرد اصطکاک بیشتر شده ، انتظارات و توقعات و خواسته ها و به دنبال آن ناراحتی و خشم هم پدید می آید ،

اوج این داستان زمانی است که با هم ازدواج کرده و زیر یک سقف قرار می گیرند حال بهانه برای ناراحتی و خشم به صورت مستمر آماده می گردد

برای درک بهتر این مطلب کف دستان خود را با فاصله نسبت به هم قرار دهید هیچ مشکلی با هم ندارند

حال دستان را به هم نزدیک کرده و مالش دهید

متوجه گرما و در نهایت قرمزی و در انتها درد می شوید که در اثر اصطکاک بوجود می آید

یا همکارانی که در یک اداره مشغول به کار هستند نه از هم انتظاراتی و نه ناراحتی ندارند

ولی وقتی  در یک اتاق از نزدیک باهم همکار می شوند و یک پروژه مشترک به آنها واگذار می گردد

بهانه برای ایجاد ناراحتی و خشم فراهم میشود

از اینگونه مثال ها زیاد است که مرور زمان و ایجاد توقعات و انتظارات باعث ناراحتی و در نهایت خشم می گردد

 

ابراز ناراحتی

بهترین راه حل برای این رفع و مدیریت خشم این است که

بتوان انتظارات و توقعات و خواسته ها را تعریف کرد

تا با درک صحیح از طرف مقابل اجازه نداد تا خشم را از همان ابتدای شکل گیری ایجاد شود

حال اگر به این مهم دست نیافتیم

بهتر آن است که هر وقت که موضوعی ما را ناراحت کرد با طرف مقابل در میان بگذاریم

برای اینکه این ناراحتی ادامه نگردد که تبدیل به خشم گردد

مدیریت خشم

زنی از شوهرش ناراحت می شود که چرا بعد از غذا هیچوقت از دست پخت او تعریف نکرده یا تشکری نمی کند

هر دفعه که سفره ای پهن می شود این ناراحتی نزد زن بوجود آمده و بر ناراحتی های قبلی افزوده می گردد،

اگر زن قدمی برای رفع این مشکل برندارد همه این ناراحتیها زمینه ایجاد خشم را مهیا می کند

 

اقدامک :

از امروز سعی کنید با کلامی خوش و همراه با حسن جویی کوچکترین ناراحتی که قابل گذشت نیست

را به روش درست با فرد مقابل خود در میان بگذارید که زمینه خشم زمان بر فراهم نشود

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
ایجاد عادت

دلیل ایجاد عادت : انتخاب هایی کوچک ولی مستمر

دلیل ایجاد عادت :

انتخابهایی کوچک ولی مستمر

 

 یک سوال :

آیا تا به حال شده که یک فیل شما را گاز گرفته باشد ؟

ایجاد عادت

یا یک پشه  نیش تان زده است ؟

         

ایجاد عادت

 

بله فیل شما را گاز نگرفته است بلکه پشه شما را نیش زده است

در زندگی هم چیزهای کوچک هستند که شما را نیش می زنند و شما به آن اهمیت خاصی نمی دهید و خیلی سریع فراموش می کنید چون برای شما عادی شده است

ولی اگر فیلی را از نزدیک ببینید و احیانا شما را گاز بگیرد ، هم همیشه در ذهن شما می ماند و هم دیگر به گونه ای مراقبت می کنید که دیگر با هیچ فیلی از نزدیک مواجه نشوید

 

وقتی به شما می گویند

تا به حال انتخاب کردید ؟ایجاد عادت

یاد چی می افتید ؟

انتخاب در ازدواج

انتخاب در رشته تحصیلی

انتخاب دوست

انتخاب در انتخابات

هر لحظه یک انتخاب

در حالیکه ما هر لحظه در حال انتخاب هستیم

همین الان شما در حال انتخاب هستید که :

آیا این مقاله را ادامه بدهید یا به کار دیگری برسید ؟

آیا همزمان با مطالعه این مقاله چیزی بخورید یا نه؟

همزمان با مطالعه این مقاله تلویزیون یا پخش موزیک روشن باشد یا نه ؟

با دقت و با تمرکز مطالعه کنید یا سرسری و بدون توجه ؟

می بینید ما در هر لحظه در حال انتخاب هستیم انتخابهای کوچک و زیاد

ولی ما فقط گاز گرفتن فیلها را یادمان می آید و نیش زدن پشه ها را فراموش می کنیم

همین انتخابهای کوچک می شود دلیل ایجاد عادتهای ما

 

جالبه بدونیم که همه ما به یک شکل به این دنیا می آییم :

برهنه ، هراسان ، گریان و ناآگاه

ولی بعد از مدتی همه ما می شویم :

مجموعه ای از عادتهایمان که از مجموعه ای از انتخابهایمان شکل گرفته است

این انتخابها می تواند بهترین دوستان ما باشد و یا بدترین دشمنان ما

(ارسطو : ما همانی هستیم که مکرر انجام می دهیم )

در واقع ما انتخابهایی می کنیم و همان انتخابها ما را می سازد

چون دلیل ایجاد عادت ما می شود و انسان چیزی جز عادتهای خود نیست

حال می تواند این عادات خوب باشد و می تواند بد

ایجاد عادت

 

این انتخاب هم با شماست فقط با

یک نکته مهم :

شما از روی عمد انتخاب های بد نمی کنید بلکه بزرگترین مشکل شما این است که موقع انتخاب کردن اصلا متوجه انتخاب کردن نیستید

و بدون اینکه لحظه ای فکر کنید انتخاب کرده اید

هیچ کس دوست ندارد چاق شود

هیچ کس دوست ندارد ورشکسته شود

هیچ کس دوست ندارد طلاق بگیرد

هیچ کس دوست ندارد بیمار شود

ولی مجموعه ای از انتخابهای کوچک باعث طلاق ، ورشکستگی و چاقی یا بیماری می شود

انتخابهای کوچک به ظاهر بی اهمیت و ناچیز ، دلیل ایجاد عادت می شود و این عادتها ثمراتی از جمله خوشبختی یا بدبختی ، بیماری یا سلامتی ، چاقی یا تناسب اندام و .. برای ما به ارمغان می آورد

 

فرض کنید

در خانه هستید و گرسنه می شوید

آشپزخانه می روید و تا در کماد را باز می کنید یک کیک و یا یک بسته چیپس می بینید

ایجاد عادتایجاد عادت

یا حواستان به انتخابتان هست یا نیست

اگر نیست که در شما یک عادت قوی شکل گرفته که حتی فرصت فکر کردن را به شما نمی دهد

اگر حواستان هست و نمی خواهید چاق شوید

مقاومت شروع می شود

اگر این مقاومت سخت بود پس یک عادت قوی در حال شکل گیری است و اگر نه پس عادت تغذیه مناسب در شما شکل گرفته است

که همه دلایل ایجاد عادت های این چنینی ریشه در انتخابهای قبلی دارد که به ظاهر مهم نبوده است

اگر ما حواسمان به همه انتخابهایمان باشد دیگر شکل دهی عادت و سرنوشت را خودمان در دست می گیریم

در مورد بیماری نیز همین است

اگر به شما بگویند اگر این پیتزا را بخوری بلافاصله سکته می کنی !

شما دست به این پیتزا میزنی ؟

ولی اگر متوجه نباشی که داری هر روز یک تکه بسیار بسیار کوچک از این پیتزا را می خوری ، دیگر به عمق این فاجعه پی نمی بری

داستان ما این گونه است ما متوجه انتخابهای کوچک خودمان نیستیم که در نهایت ایجاد عادت و سرنوشت ما را باعث باشد

 

نتیجه گیری :

دلیل ایجاد عادت : انتخابهای کوچک ولی مستمر ماست

انتخابهایی که به ظاهر بی اهمیت و ناچیز است به گونه ای که ما به آن توجه نمی کنیم

ولی همین انتخابهاست که سرنوشت وآینده ما را  می سازد

ایجاد عادت

اقدامک :

به مدت سه روز سعی کنید به تمام انتخابهای خود دقت کنید ، به تمام گزینه هایی که می توانید انتخاب کنید

به طور مثال :

من صبح چه ساعتی از خواب بلند می شوم ؟ گزینه ها : ساعت ۵ یا ساعت ۶ یا ساعت ۷….

صبح اولین کاری که می کنم چیست ؟ چک کردن موبایل – نماز – ورزش – صبحانه – آماده شدن برای سرکار

صورتم را می شورم یا نه ؟ با حوله خشک می کنم ؟

نمازم را با دقت می خوانم یا الکی ؟

ورزش می کنم ؟ استاندارد یا همین جوری ؟ برنامه ای دارم برای ورزش ؟ به تایمش هر روز اضافه می کنم؟

صبحانه چه چیزی می خورم ؟ نان و پنیر – کیک و شیر – خرما – برنج – مربا – عسل – همگی …

لباسهام اتو کشیده است یا نه ؟ تمیز است یا کثیف ؟ ادکلن می زنم ؟ موهایم را شانه می کنم ؟ کفش من واکس دارد ؟ رنگ لباس هم تیره است یا روشن ؟ رسمی می پوشم یا اسپرت ؟

…..

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید
واقعیت زندگی

پرسش نامه واقعیت زندگی یا ارزیابی زندگی

واقعیت زندگی خود را در قالب این پرسشنامه ترسیم کنید

 

پرسش نامه ای برای رویارویی با واقعیت زندگی

 

شما می توانید با نمره دهی به هر یک از بخشهای این پرسش نامه ، واقعیت زندگی خود را به درستی شناخته و ترسیم کنید

 

در ابتدا ذکر این نکته مهم است که این پرسش نامه هیچ گونه نمره منفی یا درجه بندی یا حتی تعبیر و تفسیر ندارد

بنابراین با خودتان روراست باشید و حتی اگر جواب شما برای خودتان خجالت آور است ولی به درستی نمره بدهید

تا با واقعیت زندگی خود به درستی مواجه شوید

 

لطف کنید به هر یک از آیتمهای زندگی خود نمره ای از یک تا ۱۰ بدهید

برای اینکه بتوانید بهتر بتوانید به نمره دقیق دست پیدا کنید برای هر آیتم ، چند سوال مطرح می گردد

که شما می توانید به هر سوال امتیازی بین یک تا ده بدهید و در نهایت میانگین امتیازات شما می تواند نمره نهایی هر آیتم باشد

واقعیت زندگی

 

وضعیت جسمانی (سلامتی و تندرستی) – سلامتی

 

هر هفته حداقل سه بار نرمش یا ورزش می کنم

هر روز حداقل ۱۰۰ متر پیاده روی دارم

هر شب حداقل ۷ ساعت بدون اختلال می خوابم

فست فود حداکثر ماهی دوبار می خورم

شیرینی ، شکر، نمک ، روغن محدود در غذایم استفاده می شود

هر روز صبحانه می خورم

هر روز حداقل ۷ لیوان آب یا مایعات مفید همانند شیر می خورم

بیمار نیستم و اگر هم هستم به مداوا و درمان آن اهمیت زیادی می دهم

 

روابط و خانواده (دوستان و ارتباطات)- خانواده

 

هر هفته حداقل ده ساعت از زمان مفیدم را با خانواده می گذرانم

هر هفته حداقل یکبار با دوستان یا فامیل دور هم جمع می شویم

از کسی رنجش ، کینه بزرگ و غیرقابل بخششی ندارم

همش معایب و بدیهای دیگران را نمی بینم و تذکر نمی دهم

به دنبال کمک کردن به دیگران و مشاوره با دیگران هستم

در یک روز عادی بیشتر وقت خود را با موبایل و تلویزیون نمی گذرانم

در یک سال حداقل چهار برنامه مسافرت یا تفریح و سرگرمی با خانواده دارم

 

کسب و کار – کار و شغل

 

برنامه روزانه کاری دارم  که از قبل تنظیم کرده ام

اهداف مکتوب دارم که حداقل هفته ای یکبار بازبینی می کنم

از انجام دادن کارم لذت می برم

اگر می توانستم کارم را بدون گرفتن دستمزد هم انجام می دادم

شغل من برایم احساس مثبت همراه با لذت و نشاط و شادی می آورد

به دنبال بهبود و پیشرفت کسب و کار هستم تا نقاط ضعف را به قوت تبدیل کنم

 

وضعیت مالی (کار و درآمد مالی ) – اقتصادی

 

از نظر درآمد و وضعیت مالی در حدی هم هستم که به راحتی امرار معاش کنم

بدهی ها یا وامهای من به گونه ای است که بدون هیچ مشکلی امکان پرداخت آنرا دارم

آن اندازه پس انداز دارم که اگر برای من اتفاقی افتاد خانواده ام محتاج دیگران نشود

خانه و یا ماشین در سطح مورد قبول خود را دارم

هر ماه حداقل ده تا بیست درصد درآمدم را پس انداز می کنم

من به خوبی متناسب با درآمدم زندگی می کنم و ولخرجی و یا خساست به خرج نمی دهم

درآمدم به گونه ای است که بتوانم در آینده نزدیک ، انتظارات مالی خود را تامین کنم

 

مسائل معنوی (معنویت)- معنوی

 

من خودم را شخصی معتقد و با ایمان می دانم که از اعتقادات خود نمی گذرد

همه چیز را در سایه مادیات و درآمد نمی دانم

به واسطه اعتقاداتم در صدد انجام کارهای خیر و نیک هستم که نفع مادی در آن نیست

در رفع مشکلات یا بن بست های خود به مسائل معنوی اعتقاد دارم

حداقل در روز یکبار به روش خاص خودم زمانی را برای مسائل معنوی خود اختصاص می دهم

حداقل هفته ای یکبار در جمع یا محفل خاص معنوی حضور پیدا میکنم

 

مسائل ذهنی و روانی (یادگیری و رشد ) – آموزش

هر روز حداقل سی دقیقه برای مطالعه و یادگیری اختصاص می دهم

در هر فرصت فراغتی فایلهای آموزشی و الهام بخش را در دستور کارم قرار می دهم

برای پردازش ذهن و پرورش افکار خود ساعاتی را به فکر کردن اختصاص داده ام

کلاسها ، همایشها و سمینار های آموزشی را جزء کارم قرار داده ام

نگاه مثبت ، قدردانی و تحسین در سرتاسر رفتار من موج می زند و سعی در بهبود فردی دارم

 

سبک زندگی (عشق و ازدواج) – عشق

 

از زندگی خود لذت می برم و رویاهای خود را در دسترس می دانم

در جست و جوی ماجراجویی ، امتحان چیزهای جدید و خلق تجربیات گوناگون هستم

با شریک زندگی و ارتباطی مورد علاقه ام ، برنامه های خاص خود را پیگیری می نمایم

در لحظه حال زندگی کرده و از تک تک لحظات زندگی خود لذت می برم

به گونه ای زندگی کرده که شریک زندگی من بیشترین رضایت ممکن را دارد

واقعیت زندگی

  • شما می توانید کسب و کار را در وضعیت مالی خود ادغام کنید و به تفریح و سرگرمی گزینه جداگانه ای اختصاص دهید (تفاوت دو چرخه در این مورد است)
  • بعد از نمره دهی به هر یک از آیتمها ، بر روی شماره هر آیتم در روی چرخ یا چرخه علامت بزنید
  • علامتها را به هم بچسبانید تا شکل چرخ شما تشکیل شود

حال می توانید متوجه شوید که چرخ زندگی شما ، گرد و منظم است و می تواند بچرخد یا نه ؟

اگر قسمتی بزرگ و قسمتی کوچکتر بود به قسمتی که کوچکتر است بهای بیشتری بدهید تا آنها هم به اندازه قسمتهای دیگر شود

بهترین حالت این است که به یک تقارن در تمامی اقطار چرخ زندگی شما دست بیابد و به صورت تدریجی بزرگ شود تا به بهترین نحو ممکن و با بالاترین سرعت بچرخد

 

اقدامک :

چرخ زندگی خود را طبق این مدل ترسیم کنید و با توجه به شکل چرخ زندگی خود برنامه ریزی کنید که باید به چه ابعادی از زندگی خود اهمیت بیشتری بدهید

 

 

اگر این مطلب برای شما مفید بود با دیگران نیز به اشتراک بگذارید